تبليغاتX
فرزانه عشق
فرزانه عشقم شعله گرفت و، آتشَش ز ِ تو شد
به نام عاشقان مرده

چشمه نور را دگر باید جست

چشم ها را بار دگر باید شست

هر چند تا منزل تو فاصلست

اما سرم پر  ز  هوای توست

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/13ساعت 2:5 PM  توسط دوست عشقی 

به نام عاشقان مرده

خسته حال و پریشان صفتم

بیزار از این گرگان صفتم

اشک بر دیدگان دارم

نفرت از این دختران دارم

به بدی کار که اینان کردند

گویی که خشم ظالمان کردند

رسم مروت هیچ ندانند

دختر را فرشته بخوانند

اندک معرفت در وجود ندارند

گویی که اصلا وجود ندارند

مکر و حیله با نا بودی می کنند

مرگ مرا شاد بودی میکنند

هیچ دختر نامی خوش ندانم

مرگش با مگس کش بدانم

هر چه که خواستند گفتند

هر چه که دانستند گفتند

مرا رسم آنها نیست

مرا ز نامردها نیست

زنده باد هرچه دختر

دختر چه گویم،کبوتر

گر نبودند این بی مرام ها

 چه می نامیدم این ستم ها

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/13ساعت 1:57 PM  توسط دوست عشقی 

به نام عاشقان مرده

با هجوم شاپرک ها آسمان بارید و خندید

جستجو را عابری دیوانگی نامید و خندید

آسمان هم با خبر از عاشقی های عجیبم

از سر شادی به رویم بارید و خندید

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/02ساعت 0:36 AM  توسط دوست عشقی 

به نام عاشقان مرده

آفتابی لب درگاه شماست،که اگر در بگشائید،

به رفتار شما میتا بد.

به همین سادگی و با همین آرامش روزگار نو می شود

حیف است اگر جا بمانیم.در این دگرگونی طبیعت،

 تبریک مرا بپذیرید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/01ساعت 2:57 AM  توسط دوست عشقی  | 

به نام عاشقان مرده

           وقتی دوباره نگاهم کردی

                                 سکوت کردم ...

                                       سکوتی بالاتر از فریاد

                                               و تو دوباره سکوت مرا معنا کردی

                                                     و حس کردی که با تمام وجود ضجه می زنم:

 

دوستت دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/15ساعت 3:12 PM  توسط دوست عشقی 

به نام عاشقان مرده

                خدایا از عمر من بکاه و بر عمراو بیافزا

خدایم از گناهان نا کرده اش کم کن و بر بار گناه من بیافزا

خدایا ثواب مراهر چقدرهست و هرکه چه هست به توشه آخرت او افزون کن

تا بتوانم قدری از عشق و محبتی که تو در وجودم نسبت به فرزانه نهادی را به

او ثابت کنم.

خدایم به راستی مستان شب زنده دار، به دل زار عاشقان دل شکسته،

به اشک چشم،منتظران چشم به راه، به لطافت حس خواستن همه دست به

دعایانت ،

ازت می خوام که اگر فرزانه مرا ذره ای دوست نمی دارد،نه اینکه مهر مرا

به دل اوبیاندازی و نه اینکه مهر او را از دل من کم کنی،نه،عشق مرا

نسبت به او اضافه کن تا همیشه مفتخر به دوست داشتنش باشم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/15ساعت 2:14 PM  توسط دوست عشقی  | 

یا رقیه

 

در گیر و دار عاشقی

دخترکی نجاتم خواهد داد

راه پدر،کرب و بلا نشانم خواهد داد

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/29ساعت 11:47 PM  توسط دوست عشقی  | 

یا حسین

 

 

گنه از جانب ما نیست اگر مجنونیم

ارباب،گردش چشم تو نگذاشت که عاقل باشیم

 

کربلایی نشدم خجلت از این غم دارم

تا ابد در دل دیوانه شور محرم دارم

نوکر زینب مو فخر به همه عالم دارم

با دو چشم تر خود چشمه زمزم دارم

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/29ساعت 11:36 PM  توسط دوست عشقی  | 

به نام عاشقان مرده

سلام به خدمتت عزیزم

می دونی چه قدر از خود و تنهایی خویش دور شدم گویی با خود بیگانه شدم غریبه ره گم کرده شدم در پس کوچه های تنهایی به دنبال یه اشنا می گرده هر چند کوچه تهی از تنهاییست ولی من تنهای تنها بر می گردم و مملوء میشم از هوای اشنایی اینقدر به بیراهه تاختم که راه خویش فراموش کرده ام.و من تنها دلیلش را نبود تو فواد دلم می دانم و تو بیا بیا که با امدنت خوش حال می شوم و تو نمی دانی که برای امدنت چقدر دعا می کنم.یه زمانی می گفتم تمام نا تمام من ولی الان شدی تمام وجود من و من بی تو هیچم نسبت به اون موقع ها خیلی دل تنگ تر،نازک دل تر و زود رنج تر شدم و خیلی زود تر بغض گلوم می شکنه و اسمت که می یاد صدام می لرزه.همه اینا رو گفتم تا بدونی که چقدر دوست دارم و تو حتی لحظه ای به من فکر نمی کنی،نمی دونم ولی یه حرفی از تو شنیدم که بد جوری اتیشم زد،خیلی دوست داشتم محبتی که تو نگات هست برای یه بار دیگه برای من خرجش کنی و تازگی مثل این که خیلی دل سنگ شدی و نخواستی که من با ذره ای از محبت تو دل شاد باشم.مثل اینکه هر چی من نازک دل تر می شم و قدرت تحملم کمتر میشه،تو سنگ دل تر و قدرت عذابت بیشتر میشه،ولی بدون هر چی بیشتر منو از خودت دور کنی من بیشتر دوست دارم.این حرف من،خصلت تمام عاشقاست.

۲۴/۰۶/۱۳۸۶

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/26ساعت 8:29 PM  توسط دوست عشقی 

به نام عاشقان مرده

                                            شب ...

 شب یلداست

دلم پر از غوغاست

می گن شب درازیست و تا صبح راه خیلیست

 

(( دل من هم یلداست ))

 

یلدای عشق من

  کاش محبت عشق تو برای من

مثل بلندای شب یلدا

 مثل بلندای عشق من

بلند بود و طولانی

                                        و فاصلمون ....

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/27ساعت 11:28 PM  توسط دوست عشقی 

به نام عاشقان مرده

وقتی من تنهاییم را فریاد زدم

کسی صدایم را نشنید

یا شاید هم کسی بود که بشنود ولی

جسارت پاسخ دادن نداشت.

شکستن یک صدا برایم دقیق مثل

شکستن پر کبوتراست که بی بال نمی تونه پرواز کنه

و من بی صدا به کجا رخنه تنها یی بر بندم.

((وقتی دلی نیست بشنود صدای مرا فریاد چرا؟))

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/01ساعت 1:6 AM  توسط دوست عشقی 

به نام عاشقان مرده

امشب خیلی سر به سر واژه ها گذاشتم

تمام شب رو دلم پا گذاشتم

به فکر برگشت به خویشتن بودم

ان زمان که برای خود پیلتن بودم

تمام ذهنم فکرم هواسم با تو بود

با تو و تمام حرف های تو بود

گرمای حرفت مثل خاک بود

خیلی ساده و خیلی پاک بود

درد دلمو گفتم تو حالمو دونستی

ازت می خوام که به فکرم نمونی

 برای خود تابوت سیاه ساختم

کفنی برای این تن تباه بافتم

وقتی که همه وقتم غربت شده

عشق هم از قلب من سرقت شده

وقتی که برای عشق مردن لذت شده

لیلی و مجنون شدن هم حسرت شده

 

((با من از مردن در خویشتن صحبت شده))

 

هستی ممنونم که از من یاد می کنی

به قدری دل منو شاد می کنی

ولی بدون که من تموم شدم

به پای همون اف حروم شدم

زندگی برام اجبار تنها بودن است

هر لحظه با اف با وفا بودن است

ولی حالا وفای من جفای من است

همان طور که جفای اف وفای من است

بگذار راحت بگذرم طاقت قفس دارم

بذار داد بزنم عاشقم تا وقتی نفس دارم

عمری ز عشق اف گفتم و به پایان رفتم

باور نکرد،به خیالش فکر هوس دارم

 

((وقتی امیدی به رسیدن نیست،دویدن چرا؟))

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/22ساعت 10:4 PM  توسط دوست عشقی  | 

به نام عاشقان مرده

وقتي ثروت را از دست مي دهي چيزي را از دست ندادي و

 وقتي سلا متي را از دست مي دهي يک چيزي را از دست دادي

ووقتي اخلاقت را از دست دادي همه چيزت را از دست دادي.

       

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/22ساعت 3:53 PM  توسط دوست عشقی  | 

به نام عاشقان مرده

وقتي بارون چشات ميگه وقت رفتنه

وقت حكومت غمو ، حضور گريه منه

سكوت گريه نگام ، هنوز به ياد شب

عشقت تو قلب و دلم ،داغه و گرمه مث تب

تو اين سكوت بی صدا ، بازم دلم از تو رميد

خسته و دل شكسته ام ، خالی ام از عشق و اميد

اين گريه هميشگی ، مونده تو شبهای من

تو اين روزهای بی وفا ، عشق رو تو دادی ياد من

اين قلب خسته و نگام ، آخر بی نشونيه

ياد نگاه آخرت ، تا ته خط موندنيه

صدای آخرين من ،تا تو نيای در نمي ياد

تك تك لحظه های من ، فقط تو رو ازم مي خواد

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/19ساعت 0:42 AM  توسط دوست عشقی  | 

به نام عاشقان مرده

تا حالا از خودت پرسیدی که ادما چرا عاشق میشن؟

ادما به خواسته خدا عاشق میشن.

هیچ ادمی نمی تونه بگه من عاشق شدم

باید بگه خدا عاشقم کرد.

این خداست که به ادما لطف میکنه و عاشقشون می کنه.

به نظر من قلب ادم عاشق تجلی گاه لطف خداوند.

حالا اگه زرنگ باشیم و خوب باشیم و لیاقت دوم که

 رسیدن باشه هم نصیبمون میشه.

اگه ادم به معشوقش نرسه بازم هنوز عاشق

یعنی این که بازم میتونه عاشق بشه

یعنی اینکه خدا عاشق یه نفر دیگه میکنش.

هر چند به معشوقش نرسیده ولی اتش عشق

هنوز در سینه او روشن است.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/08/18ساعت 9:24 PM  توسط دوست عشقی  | 

به نام عاشقان مرده

خدای من فرزانه منو یه وقتی رها نکنی

یه وقتی اونو با من با وفا نکنی

بذار برای همیشه یه عاشق ساده بمونم

یه وقتی اونو از فرشته ها جدا نکنی

بذار همیشه دوسش داشته باشم بی دلیل

یه وقتی اونو با جفا اشنا نکنی

بذار با هر کسی هست عاشقش بمونه

یه وقتی اونو با غضب صدا نکنی

بذار همیشه گدای دستاش بمونم

یه وقتی دلشو از محبت بی سخا نکنی

بذار همیشه گریون چشماش بمونم

یه وقتی چشماشو بی صفا نکنی 

خدای من میدونی دوسش دارم خیلی

ولی با یارش با جفا نکنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/17ساعت 10:50 PM  توسط دوست عشقی  | 

به نام عاشقان مرده

اگر گریه کنم می گن عاشق

اگر بخندم می گن دیونست

پس هم گریه می کنم و هم می خندم

تا بگن عاشق دیونست.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 10:1 PM  توسط دوست عشقی  | 

به نام عاشقان مرده

ای عزیز ترینم چرا لحظه ای حتی ذره ای مرا قبول نداری.

نگاه کن که بدون تو چقدر در عذابم.هر لحظه به یاد تو در سرابم.

نذار این همه حس قشنگ عاشقی که به تو دارم فقط برای خودم بمونه.

نذار که بدون تو بی ارزش بشم و تنها به پایان برم.

کاش همگان جای تو بودن و همه را به ذره ای می فروختم.

حاضرم از همه چیز و از همه کس بگذرم تا به تو برسم و

در مقابل تو حاضری همه کس را پس بزنی و همه چیز را زیر پا بذاری

تا من به تو نرسم.عیبی نیست عیبی نیست من هم خدایی دارم.

از من هر چی بخوایی با جون و دل برات انجام می دم ولی

از من نخواه عاشقت نباشم از من نخواه که به فکرت نباشم

از من نخواه که برات نمیرم از من نخواه که بدون تو تباه نشم.

بیا که سخت دل تنگ توام.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 9:55 PM  توسط دوست عشقی  | 

به نام عاشقان مرده

چگونه بخوانمت وقتی از عزیز ترین کسم عزیز تری

چگونه بدانمت وقتی برایم همه وجود امید و سرشار از بودنم هستی

چگونه تو را برای خود بدانم و بخوانم وقتی که تو این همه از من

بهتری و من چقدر چیز های خوب مثل تو را دوست دارم و

من این همه از تو بدترم.

تو برای من  یک نجات زندگی هستی و دوباره مرا متولد کردی

و از من منی دوباره ساختی و من چشم انتظار ما شدنم.

نمی دونم ارزوهایم رویاهایم یک حقیقت شیرین برام می شوند و

یا این که برایم سراب چه ای می شوند و من در

مرداب ارزو هایم غرق می شوم.

خدایم کند که روزی ارزوهایم برایم پیوند آشنایی با زندگی دوباره شود

و من از فکر برآورده نشدن انها خاطره ای بسازم و برای همیشه

گفتنی از انها داشته باشم.

حرف آخرم:شاید با خود بگی که من با بی مهری تو فراموشت کنم ولی

نه هرگز چنین نمی شود بلکه بیشتر اسیرت می شم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/09ساعت 10:40 PM  توسط دوست عشقی  | 

به نام عاشقان مرده

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند

گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

ساکنان حرم سترو عفاف ملکوت

با من راه نشین باده مستانه زدند

آسمان بار امانت نتوانست کشید

قرعه کار به نام من دیوانه زدند

اتش آن نیست که از شعله او خندد شمع

اتش آن است که در خرمن پروانه زدند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/09ساعت 10:29 PM  توسط دوست عشقی  | 

به نام عاشقان مرده

امشب در دلم حال و هوائی دگر است

امشب پاهایم به سوی یار در سفر است

دگر روزها را در دل نماند هیچ صبر و قرار

اگر بدانم در مشهد الرضا(ع) یارم در بر است

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/08ساعت 1:0 PM  توسط دوست عشقی  | 

به نام عاشقان مرده

حالا که فهمیدم،اصلاً برات حقیرم

تازه فهمیدم تو راه عاشقی ،خیلی فقیرم

حالا که دوست دارم،دوسم نداری چرا زنده ام

با عشق تو که بمیرم،تو راه عاشقی شهیدم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/08ساعت 12:56 PM  توسط دوست عشقی  | 

به نام عاشقان مرده

حمید با غم دوش بر دوش

بر گوشه و دست بر گوش

حمید با یارو روزگارش سکه

این بار دگر سر بر دوش

 

حمید گمگشته را با غمت ای یار عزیز

اتحادیست که در عهد حمید افتاده است

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/08ساعت 12:50 PM  توسط دوست عشقی  | 

به نام عاشقان مرده

حذر کردم که بعد از تو دگر یاری نگیرم

میان عاشقان واپسین جایی نگیرم

یمین عشق را بر تو کنم تام

دگر جز تو تمنایی نگیرم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/08ساعت 12:45 PM  توسط دوست عشقی  | 

به نام عاشقان مرده

فرزانه عشقم شعله گرفت و، آتشَش ز ِ تو شد

ز ِ عشق دوباره سخن گفتم و، غایَتَش ز ِ تو شد

با عاشق ِ دل سوخته خود زین چرا مهربان نیستی

آرام شعله ام ز ِ اشکِ چشم و ،مهربانَش ز ِ تو شد

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/27ساعت 8:26 PM  توسط دوست عشقی  | 

به نام عاشقان مرده

 

من موندمو یه دستِ خسته

با شعر های به گِل نشسته

باور ندارم شعرِ من ِ دل شکسته

برای کسی به دل نشسته

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/27ساعت 8:24 PM  توسط دوست عشقی  | 

به نام عاشقان مرده

اسمت و بردم ببخش منو،اشتباه کردم

بادا باد،راحت بگم، گناه کردم

یادت نیست ،بارها شکستی مرا

حتی انوقت که تو را نگاه کردم

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/27ساعت 8:23 PM  توسط دوست عشقی  | 

به نام عاشقان مرده

 

عین القضات همدانی عارف بزرگ می فرماید:

هر کس که عاشق شد و عشق خود را پنهان نمود

ان زمان که مرد شهید مرده است.

و در مطلبی دیگر اینگونه می فرماید:

هر کس که در این دنیا عاشق شد وبه معشوقش نرسید

در ان دنیا حتما به معشوق خود می رسد.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/27ساعت 8:22 PM  توسط دوست عشقی  |